93

پروژه‌های سرمایه‌گذاری چندملیتی در صنعت پتروشیمی چین (قسمت پنجم)

(شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵) ۰۸:۰۰

تحلیل انتخاب های استراتژیک شرکت های چند ملیتی در چین

تولیدکنندگان بزرگ پتروشیمی چین همگی در سه شرکت ادغام شده فعالیت می کنند. این سه شرکت عبارتند از: سینوپک[1]، سی. ان. پی. سی[2] و سی. ان. او. او. سی.[3] این سه شرکت تولیدکنندگان و فروشندگان اصلی محصولات پتروشیمی در بازارهای کلیدی هستند.

پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی در چین هم در داخل این کشور با رقبای داخلی مواجهند و هم در بازارهای جهانی با رقبای بین المللی دست و پنجه نرم می کنند. برای مثال، صنعت جهانی تولید رزین به جز چین، پنج بازیگر عمده دارد، اما بخش تولید رزین چین حدود 100 شرکت این چنینی و پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی دارد که در بازار داخلی این محصول در داخل چین فعالیت می کنند.[4]

بسیاری از شرکت های دولتی چین، به رغم مشکلات و گرفتاری های مالی بسیار زیاد، قادرند که محصولات بسیار با کیفیت و رقابت پذیر تولید کنند. در نتیجه، پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی که شامل ادغام، ائتلاف یا همکاری مشترک با یک شرکت چینی هستند، از مزیت رقابتی برخوردارند و جایگاه بازاری در خور توجهی دارند. در برخی از موارد، یک شریک چینی در همکاری مشترک با یک شرکت خارجی به استفاده از امکانات قدیمی و مستهلک ادامه می دهد و به این شکل برای همکاری مشترک خود مشکل پبچیده ای را ایجاد می کند.

ایالات متحده آمریکا، اروپا، ژاپن و کره جنوبی سرمایه گذاران اصلی هستند که برای سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی چین با یکدیگر رقابت می کنند، ضمن اینکه این کشورها با سه رقیب بزرگ چینی یعنی سینوپک، سی. ان. پی. سی. و سی. ان. او. او. سی. نیز رقابت می کنند. علاوه بر این، محیط کشور میزبان و اختلافات فرهنگی این شرکت های چند ملیتی بر شکل گیری پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی تاثیر می گذارد. به عنوان مثال، شرکت های چند ملیتی ایالات متحده آمریکا مایلند که در پروژه هایی با شدت استفاده از تکنولوژی بسیار بالا سرمایه گذاری کنند، در حالی که شرکت های چندملیتی اروپایی تمایل مثبت تری نسبت به همکاری تکنولوژیکی و شراکت با یک شرکت چینی در این زمینه دارند. شرکت های چند ملیتی اروپایی در پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی که بیشتر کارکرد بازاری دارند وارد می شوند، در حالی که شرکت های چندملیتی ژاپنی و کره ای ترجیح می دهند در پروژه های صادراتی سرمایه گذاری کنند.[5]

در این یادداشت تفاوت های استراتژی های انتخابی توسط شرکت های چندملیتی مورد بررسی قرار می گیرد و این امر از طریق تحلیل ساختار مالکیت این شرکت ها صورت می گیرد. همچنین رابطه بین محیط تجاری کشور میزبان، شرکت های چندملیتی و انتخاب مکان توسط آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. همچنین بحث می کنیم که نیروهای صنعت و نیروهای سازمانی چگونه این انتخاب ها را تحت تاثیر قرار می دهند.

ساختار مالکیت پروژه های سرمایه گذاری چند ملیتی به عنوان یک انتخاب استراتژیک

ادبیات موجود در مورد ورود به بازارهای خارجی با این فرض شکل گرفته است که این انتخابی است که توسط شرکت های چندملیتی صورت می گیرد و هم تحت تاثیر توانمندی های داخلی قرار دارد و هم تحت تاثیر تجربه و اهداف استراتژیک و شرایط محیط خارجی. اما این مکانیسم ها به ندرت مورد مطالعه قرار گرفته اند. علاوه بر این مطالعات انجام شده حاکی از این است که دولت چین همواره به طور فعال در انتخاب این استراتژی ها دخالت کرده است. در ادامه مکانیسم ها و ابزارهایی که توسط دولت چین برای هدایت فرآیندهای سرمایه گذاری استراتژیک در صنعت پتروشیمی چین مورد استفاده قرار گرفته است را توضیح می دهد.

بر اساس گزارش وزارت بازرگانی چین، ترتیب های سازمانی موجود برای پروژه های سرمایه گذاری خارجی در بخش نفت و پتروشیمی چین عبارتند از: پروژه هایی که کاملاً متعلق به دولت هستند (WOP)، پروژه ها یا شراکت های سهامی (EJV)، و پروژه های یا شراکت های قراردادی (CJV). توزیع پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی بین شرکت های چندملیتی در همه انحای ورود در جدول 1 و در همه بخش ها زنجیره ارزش پتروشیمی در جداول 1و 2 نشان داده شده است.

جدول 1، تعداد 180 شرکت چند کلیتی را بر اساس سه متغیر اصلی در یک ماتریس طبقه بندی می کند: کشور مبدا (CoO) شرکت چند ملیتی پیشرو، نوع مالکیت و بخش صنعتی.

در جدول 1 بزرگترین پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی انتخاب شده اند و همان طور که در این جدول مشاهده می شود شیوه های ورود این شرکت ها به بازار چین بسیار متفاوت است. مهم ترین شیوه ورود شراکت با چینی هاست که 54 درصد این شرکت ها به این شکل وارد بازار جهانی شده اند، شیوه ورود بعدی WOP است که حدود 34 درصد از شرکت ها را در بر می گیرد مشارکت های قراردادی در رتبه بعدی قرار دارند که 12 درصد شرکت ها این نوع ورود را انتخاب کرده اند. نحوه ورود WOP در همه بخش ها وجود ندارد، زیرا بر اساس قوانین دولتی حتما باید یک شرکت چینی در این نحوه ورود حضور داشته باشد تا بتواند بر پالایش و توزیع نفت نظارت کند. به عنوان مثال، تمرکز سرمایه گذاری های WOP در بخش صنایع پایین دستی است که 33 درصد از کل تعداد پروژه های این بخش را شامل می شود (جدول 2)، که در این میان شرکت های چندملیتی ژاپنی بزرگترین سهم یعنی 14 درصد را به خود اختصاص داده اند.

 شرکت های چندملیتی

این توانمندی های استراتژیک شریک خارجی باعث کاهش هزینه های اولیه و بهبود شانس موفقیت سرمایه گذاران خارجی می شود. این روش سرمایه گذاری غالبا توسط سرمایه گذاران اروپایی دنبال می شود که فعالیت های مشارکتی آنها 25 درصد از کل فعالیت های سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی چین را تشکیل می دهد، پس از آنها ژاپن با 22 درصد و ایالات متحده آمریکا با 13 درصد در رتبه های بعدی قرار دارند. تنوع مالکیت همراه با توسعه اصلاحات افزایش یافته است.

چندملیتی

مشارکت با شرکت های چینی به عنوان امن ترین شکل ورود به بازار این کشور شناخته می شوند، زیرا شریک چینی معمولاً قدرت بسیار زیادی دارد؛ مثلا از حمایت دولت مرکزی یا دولت محلی برخوردار است، صاحب برند معروفی است، زمین، گواهینامه های مورد نیاز، امکانات توزیع و دسترسی به عرضه کنندگان از دیگر امتیازات این شرکت ها هستند.

همکاری در پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی در بخش اکتشاف نفت معمولا از طریق توافقنامه های همکاری یا قراردادی صورت می گیرد زیرا این پروژه ها غالباً کوتاه مدت هستند، ریسک بسیار بالایی دارند و ماهیت آنها سرمایه بر است. جدول 1 نشان می دهد که متداول ترین نحوه ورود در بخش اکتشاف CJV است (17 پروژه از تعداد کل 27 پروژه). از آنجایی که سرمایه گذاری ها و تبادلات در بخش استخراج نفت کوتاه مدت هستند، به منظور انعطاف پذیری بیشتر شرکا تغییر می کنند و شرایط مبادله به نحوی مناسب مورد مذاکره قرار می گیرد. به علاوه، اکثر این عملیات در آب های محلی انجام می شوند، جایی که مزیت های مالکیت متعلق به دولت است. مزیت دیگر CJV در مقایسه با WOP این است که این نحوه سرمایه گذاری ائتلاف های سیاسی حیاتی و بغرنج را تسهیل می کند، ضمن اینکه باعث دسترسی ایمن به نهاده های کمیاب همچون نفت خام، ارز خارجی و تجربه خارجی می شود. شرکت های خارجی که نوع در بخش نفت خام سرمایه گذاری CJV را انتخاب می کنند، معمولا با شرکت های داخلی یا مقامات دولتی وارد مذاکره می شوند.

مکان پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی در یک منطقه جغرافیایی

بر اساس گزارش منتشر شده توسط وزارت بازرگانی چین در مورد توزیع آماری پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی در صنعت پتروشیمی این کشور، این سرمایه گذاری ها در 4 منطقه در چین انجام می شوند. این چهار منطقه عبارتند از:

1.      حاشیه رودخانه پیرل(L1)

2.      مناطق حاشیه رودخانه یانژی(L2)

3.      اطراف بندر بوهایی و شهرهای بزرگ در شمال چین (L3)

4.      استان های مرکزی و غربی (L4)

این مکان های جغرافیایی بر اساس ویژگی های مربوط به توسعه اقتصادی، زیرساخت های حمل و نقل، تمرکز صنعت و سیاست های دولت در آن منطقه انتخاب شده اند.

جدول 3

جدول 4 نیز بخش های مختلف صنعت را به تفکیک کشور مبدا شرکت چندملیتی پیشرو نشان می دهد. جداول 3 و 4 حاکی از تنوع استراتژی های انتخاب مکان در پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی در چین هستند. تمرکز پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی در حاشیه رودخانه یانژی که شانگهای را احاطه می کند بسیار قابل توجه است- 53 درصد از کل پروژه های سرمایه گذاری چندملیتی در مقایسه با 21 درصد در حاشیه رودخانه پیرل (که هنگ کنگ را مورد احاطه قرار داده است.

جدول 4



 



[1]China Petroleum and Chemical Corporation

[2]China NationalPetroleum Corporation

[3]China National Offshore Oil Corporation

[4]Floyd, 2002

[5]Park and Lee, 2003, Child, 2003




پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید


لوگو-پیام پترو

سایت اطلاع رسانی روابط عمومی

شرکت ملی صنایع پتروشیمی