94

هدایت سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی با استفاده از تحلیل اقتصاد خرد

(دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵) ۰۸:۰۰

پویایی های رقابتی در صنعت پتروشیمی جهانی در حال تغییر است و این امر رویکردهای منسوخ شده سرمایه‌گذاری- برنامه ریزی را نیز دستخوش تغییر کرده است

ساختن سناریوهای مبتنی بر چشم انداز سود با استفاده از درک بهتر روابط قیمتی می تواند به شرکت های پتروشیمی کمک کند تا تصمیمات سرمایه گذاری بهتر و مناسب تری را اتخاذ کنند.

صنعت تولید محصولات پتروشیمی، که تقریبا 40 درصد از درآمد صنعت تولید مواد شیمیایی را به خود اختصاص می دهد، بزرگترین زیربخش این صنعت و تعیین کننده کلیدی کارایی کلی آن است. با وجود اینکه بخش تولید محصولات پتروشیمی از بحران مالی سال 2008 جان سالم به در برده اند، اما نااطمینانی هایی در این صنعت وجود دارد که به صورت بالقوه قادرند میزان سودآوری دارایی های موجود و سرمایه گذاری های جدید را به شدت تحت تاثیر قرار دهند.

اولین عامل نااطمینانی قیمت های پر نوسان نفت خام است -زیرا نفت خام اولین و مهم ترین عامل موثر بر هزینه ها و قیمت های محصولات پتروشیمی است- که نه تنها باعث تغییر روابط قیمتی محصولات پتروشیمی شده است بلکه باعث افزایش تمایل به بکارگیری خوراک های غیرنفتی نیز شده است.

عامل دوم ظهور تولیدکنندگان جدید و قوی با موقعیت های هزینه ای متفاوت و سیستم فکری استراتژیک در مناطقی مانند خاورمیانه و چین است، که چشم انداز این صنعت را تحت تاثیر قرار می دهند. فقط 15 سال پیش بود که اکثر جریانات مواد شیمیایی از آمریکای شمالی و اروپای غربی بود. اکنون این مناطق پیشرفته تر و دارای سیستم های زنجیره های پیچیده تر هستند که مستقیماً بر تفاوت های قیمتی در مناطق مختلف جهان تاثیر می گذارند.

این عدم اطمینان ها در طول زنجیره های هیدروکربن و پتروشیمی نیز قابل مشاهده هستند. بخشی از این نااطمینانی ها به دلیل اکتشاف منابع جدید گاز شیل در ایالات متحده امریکا و نشانه های اولیه ای مبنی بر وجود ذخایر عظیم گاز شیل در سایر بخش های دنیاست، عرضه بیش از اندازه بنزین در مقایسه با گازوئیل، و کاهش عرضه جهانی فرآورده های فرعی مانند بوتادین و پروپیلن، که زمانی به وفور یافت می شدند، است. اگر نااطمینانی های مربوط به رشد اقتصادی و ریسک های ژئوپلیتکی را نیز اضافه کنیم، تصمیم برای سرمایه گذاری در پتروشیمی مثل راه رفتن بر لبه تیغ است.

این عوامل چالش های خاصی را برای شرکت های پتروشیمی که قصد سرمایه گذاری دارند ایجاد کرده است، زیرا این شرکت های معتقدند که روش های سنتی برای پیش بینی حاشیه سود احداث کارخانه های جدید دیگر راه به جایی نمی برد. پیش از این بازیگران صنعت پتروشیمی معمولا می توانستند به الگوهای تاریخی حاشیه سود اعتماد کرده و بر اساس آنها در مورد حاشیه های سود آتی برنامه ریزی کنند. زمانی که کارخانه های قبلی و بعدی از تکنولوژی مشابهی که در یک منطقه وجود داشت استفاده می کردند و همه بازیگران صنعت پتروشیمی میزان سرمایه گذاری شان یکسان بود و انتظار بازدهی مشابه داشتند، این رویکرد بسیار کارا بود. اما در یک دهکده جهانی، تعیین کننده های جدید قیمت بلندمدت ممکن است در مناطق مختلف حضور داشته باشند و تحت ساختارهای هزینه ای متفاوت اقدام کنند.

محاسبه نسبت قدیمی اختلاف قیمت محصول به خوراک یا پیش بینی با فرض یک حاشیه سود یا بازدهی ثابت برای اختلاف قیمت نیز دیگر کاربردی ندارد. این امر به این دلیل است که تحلیل های مبتنی بر اختلاف قیمت هزینه های آب و برق و سربار را در نظر نمی گیرند، که اتفاقا به دلیل قیمت های نفت در اکثر مناطق به شدت افزایش یافته اند و همین امر بر کاهش سودآوری در این صنعت موثر بوده است.

علاوه بر این، کاربرد سنتی یک تا سه سناریو که بر اساس تحلیل حساسیت ساده انگارانه طراحی می شوند نیز دیگر راه به جایی نمی برند. چند مورد محدود و خاص نمی توانند دامنه گسترده جریان های نقدی را که تحت تاثیر نوسانات شدید قیمت نفت و جهانی سازی تولید و تقاضا، تغییرات شدیدی را تجربه می کنند، تحت تاثیر قرار دهند. به طور همزمان، تحلیل های حساسیت در جهانی که قیمت های نفت به طور مداوم تغییر می کنند، باید این نکته مهم را در نظر بگیرند که چگونه تغییر یک متغیر می تواند چندین فرض دیگر را به شدت تحت تاثیر قرار دهند، که رویکرد سنتی نمی تواند تحلیل کند.

اگر یک شرکت تحلیل مبتنی بر سناریو را از یک محقق یا یک شرکت تحقیقاتی خریداری کند، معمولا خریدار دانش چندانی نسبت به متغیرهای مدل پیش بینی ندارند، ضمن اینکه نمی توانند تحلیل کنند که تغییر شرایط بازار چگونه ممکن است سناریوی سرمایه گذاری آنها را با شکست یا موفقیت مواجه کند.

با این تفاسیر سوال مهمی که پیش می آید این است که در نظم جدید جهانی، چه رویکردها و ابزارهایی را باید برای تحلیل موضوعات اساسی مانند قیمت و چشم انداز سود، ارزیابی سرمایه گذاری و تخصیص سرمایه در نظر گرفت؟

رویکرد بنیادی برای ارزیابی سرمایه گذاری ها

بکارگیری یک رویکرد اقتصاد خرد سختگیرانه به منظور درک مکانیسم های قیمت گذاری بلندمدت مواد اولیه اساسی و فرآورده های فرعی فرآیندها و زنجیره ها، که با تحلیل سناریوی جامع ترکیب شده است، با مقیاسی که خیلی فراتر از مقیاسی است که در صنعت پتروشیمی مورد استفاده قرار می گیرد، تصمیم گیری برای سرمایه گذاری در زمانی که شرکت با چالش های پیش گفته مواجه می شود، بسیار ضروری است.

شرکت ها برای درک مکانیسم های قیمت گذاری باید به مفاهیم پایه عرضه و تقاضا روی آورند، و به صورت کامل هزینه های تولید، سقف جانشینی، مسیرهای جایگزین تولید، و همچنین روابط تجاری و پشتیبانی بین مناطق مختلف را در نظر بگیرند. پیچیدگی های چنین تحلیل هایی و قدرت این رویکرد را می توان به بهترین شکل ممکن با نگاهی به یک مثال درک کرد.

به عنوان مثال پروپیلن را در ساحل خلیج ایالات متحده آمریکا [1](USGC) در نظر بگیرید. قیمت پروپیلن در طول دهه گذشته با تغییرات چشمگیری مواجه بوده است، که دلیل اصلی آن نوسانات قیمت نفت، تغییر بازدهی پالایشگاه ها، تغییر الگوهای تقاضا، و اخیرا فاصله گرفتن از واحدهای کراکر نفتا در ایالات متحده آمریکا بوده است. مطالعات بر پایه اقتصاد خرد نشان می دهد که قیمت پروپیلن در طول دوره مذکور بین سه مکانیسم قیمت گذاری را تجربه کرده است: ارزش الکیلیزه کردن آن، قیمت گذاری بر اساس ارزش پلی پروپیلن (PP) وقتی که قیمت پلی پروپیلن مساوی قیمت پلی اتیلن سنگین (HDPE) تعیین می شود، و قیمت گذاری بر اساس پلی پروپیلن که مساوی قیمت رزین های گرانقیمتی مانند پلی استر (PS) تعیین می شود.

دو عامل باعث تغییر مکانیسم قیمت گذاری شد. به صورت تاریخی قیمت پروپیلن ساحل خلیج آمریکا بر اساس ارزش الکیلی آن تعیین می شود. اما وقتی که در میانه دهه 2000 قیمت های نفت افزایش پیدا کرد، باعث شد که ارزش الکیلی آن افزایش پیدا کند و قیمت پروپیلن نیز به همین دلیل افزایش پیدا کرد. مصرف نهایی پروپیلن جایگزین پلی اتیلن سنگین شد، و سطح قیمتی جدیدی برای این محصول ایجاد شد. در اوایل سال 2010، بازار پروپیلن آمریکا به یک سطح بالای جدید رسید، زیرا تقاضای پروپیلن همچنان سریع تر از عرضه رشد می کرد. در بازار انقباضی جدید قیمت پروپیلن حتی به سطوح بالاتر هم رسید، تا جایی که قیمت آن که بر اساس پلی پروپیلن تعیین می شد، در کاربردهای معین با قیمت پلی استر رقابت می کرد. (نمودار 1)

به نظر می رسد که در آینده نیز تمام عواملی که در بالا به عنوان عوامل موثر بر عرضه و تقاضا معرفی شدند، همچنان معتبر هستند، و بنابراین هر یک از این مکانیسم های قیمتی امکان پذیر هستند. به علاوه، دو امکان جدید هم ممکن است به وجود آید. واحدهای جدید پروپان دی هیدروژنیزه (PDH) باید در ایالات متحده ساخته شوند تا عرضه کافی را تضمین کنند، و بنابراین متوسط قیمت های بلندمدت پروپیلن را می توان نزدیک به کل هزینه (هزینه های نقدی به اضافه هزینه سرمایه گذاری مجدد) واحدهای جدید پروپان دی هیدروژنیزه تعیین کرد.

امکان دیگر این است که قیمت های پروپیلن آمریکا می تواند بر اساس قیمت های پروپیلن آسیا و از طریق تجارت پلی پروپیلن یا پروپیلن تعیین شوند- قیمت های پروپیلن آسیا توسط مکانیسم های محلی مشابه آنچه که در آمریکا وجود دارد تعیین می شود.

نمودار 1

[1]US Gulf Coast




پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید


لوگو-پیام پترو

سایت اطلاع رسانی روابط عمومی

شرکت ملی صنایع پتروشیمی