137

عملکرد شرکت های خانوادگی: تاثیر جنسیت در سطح مدیریت- قسمت دوم

(سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹) ۰۸:۰۰

بخش صنعتی یا تجاری شرکت خانوادگی بر عملکرد آن تاثیر می گذارد.

1.1. بخش تجاری شرکت

پنا-سانچز (2013)، مطالعه ای انجام دادند که هدفش ارتباط دادند نرخ رشد 500 شرکت بزرگ در آمریکا، در سال 2012 با بخش های فعالیت آنها بود. نویسنده، رقابتی ترین بخش های تجاری را در آن شرکت ها، توصیف کرد [1] و بخش های اقتصادی را به این بخش ها تقسیم کرد: اولیه؛ معدنکاری، شیلات و غیره؛ ثانویه: اسخت و تولید و سوم: بخش خدمات. اکثریت شرکت های متعلق به بخش صنعت (بخش سوم) می باشند. استفاده از آزمون کروسکال، باعث این نتیجه گیری شد که ارتباط معناداری بین نرخ رشد و بخش های مختلف فعالیت وجود ندارد.

خلیفه و چالوهی (2013) مطالعه کردند که جنسیت مالک شرکت چه تاثیری بر عملکرد شرکت های خانوادگی لبنانی دارند و همچنین سرمایه انسانی مالک و مشخصات تجاری شرکت را نیز از نظر تاثیر مورد بررسی قرار دادند. با تقسیم نمونه به شرکت های با مالکیت زنان و مالکیت مردان و با استفاده از آزمون ، برای مشاهده تفاوت ها، نتایج معناداری بین عملکرد و بخش فعالیت شرکت های خانوادگی، مشاهده نشد.

نونس و همکاران (2013) تاثیر سن بر رشد را در SME های پرتغالی مطالعه کردند. بخصوص اینکه، هدفشان تحلیل این بود که آن اثر را با تقسیم شرکت ها به شرکت های فنآوری پیشرفته و غیرغیشرفته، بررسی کنند [2]. با ملاحظه تاثیر این دو بخش فرعی، نویسندگان یک رابطه مثبت و معنادار بین متغیر بخش ساختگی (dummy) و رشد شرکت های SME جوان و قدیمی بطور کلی، پیدا کردند. با نشان دادند اینکه، سن شرکت هرچه که باشد، این حقیقت که شرکت ها به بخش فرعی فنآوری پیشرفته تعلق دارد به معنای سطوح بالاتر رشد است.

با استفاده از موارد گفته شده در بالا، هماهنگی در مورد تاثیر این متغیر پیدا نمی کنیم و در نتیجه ما را به فرضیه پنجم به هدف تعیین این می رساند که چه تاثیراتی در نمونه شرکت های خانوادگی ما می تواند رخ دهد:

H5. بخش صنعتی یا تجاری شرکت خانوادگی بر عملکرد آن تاثیر می گذارد.


2. روش تحقیق

1.2. نمونه مطالعه

داده های مطالعه از «جامعه شرکت های خانوادگی پرتغال» انتخاب شدند. این جامعه، شرکت های خانوادگی را به صورت شرکت هایی تعریف می کند که در آنها اشتراک و همپوشانی خانواده، شرکت و مالکیت وجود دارد و به آنها مشخصات خاصی می دهد که آنها را از شرکت های غیرخانوادگی متمایز می کند (ویلاکس، 2016). یک فهرست از 275 شرکت خانوادگی عضو از این جامعه و انجمن در ژوئن 2016 بدست آمد.

پایگاه داده، از اطلاعات حسابداری/مالی و حاکمیتی در مورد شرکت های خانوادگی متعلق به «انجمن شرکت های خانوادگی پرتغال» برای دوره 2006 تا 2014، تشکیل شد. اطلاعات در مورد هر شرکت از پایگاه داده AMADEUS گردآوری شد، همانگونه که توسط بوریو وان دیجک، ارائه شدند، زیرا حاوی اطلاعات اقتصاید و مالی در مورد شرکت های اروپایی است.

روند نمونه گیری زیر استفاده شد: از فهرست اولیه 275 شرکت خانوادگی، این نمونه به 238 شرکت با اطلاعات موجود در پایگاه داده کاهش یافت. مرتبط سازی بعدی باعث خارج شدن این شرکت ها شد: شرکت های دارای تنها یک یا دو سال مشاهده؛ شرکت هایی که دارای مقادیر خالی در اکثر سالهای مطالعه؛ شرکت های هولندینگ (SGPS) ها، تا سوگیری نتیجه رفع شود.

بنابراین، نمونه نهایی متشکل از 199 شرکت، برای دوره مطالعه 2006 تا 2014 بدست آمد. اما، این پایگاه داده متوازن نبود، زیرا داده ها برای همه شرکت ها برای دوره مطالعه کامل، موجود نبودند.

نمونه را می توان برای مطالعه مورد نظر مناسب در نظر گرفت. اولاً اینکه، بخاطر آنکه بخش تجاری پرتغال، عمدتاً از شرکت های خانوادگی تشکیل شده است (که طبق ابعاد مختلف توزیع شده اند)؛ طبق داده های Pordata، در سال 2016، «بخش تجاری پرتغال»، 9/99% از SME ها و 1/0 درصد از شرکت های بزرگ، تشکیل شده است و نمونه شرکت های خانوادگی در مطالعه حاضر از 6/94% از SME ها و 3/5 درصد از شرکت های بزرگ تشکیل شده است که خارج از واقعیت اینکه از کجا آمده اند، نیست. دوماً، بخاطر اینکه اجماع در ادبیات در مورد اینکه یک شرکت خانوادگی را چگونه باید تعریف کرد، وجود ندارد، ضوابط مرتبط با مدیریت شرکت، مالکیت و ویا کنرتل استفاده شده اند، و ددر نتیجه شرکت های انتخاب شد که اعضای «جامعه شرکت های خانوادگی پرتغالی» می باشند، و این کار از اشتباهات در دسته بندی شرکت ها به عنوان شرکت های خانوادگی جلوگیریمی کند و در نهایت می توان ملاحظه نمود که تعریف شرکت خانوادگی استفاده شده توسط «این جامعه»، با تعریف استفاده شده در ادبیات مشابه است، یعنی شرکت های خانوادگی شرکت هایی هستند که اشتراکات و همپوشانی خانواده، شرکت و مالکیت وجود دارد.

2.2. متغیرها

اجماع و اتفاق نظر در ادبیات در مورد اینکه چه چیزی عملکرد محسوب می شود، وجود ندارد. این متغیر یک معیار برای موفقیت و یک معیار برای سودآوری در نظر گرفته شده است.

با توجه به تحلیل اثر جنسیت، در سمت مدیریتی، بر عملکرد شرکت خانوادگی، این مطالعه از سه متغیر به عنوان متغیر وابسته استفاده می کنند: تغییرات فروش، بازده بر دارایی های کل و تغییرات بازده.

متغیرهای مستقل استفاده شده عبارتند از: جنسیت در مدیریت ارشد، اندازه شرکت، سن شرکت، منطقه شرکت و بخش تجاری شرکت.

متغیر جنیت به صورت یک متغیر ساختگی، ساخته شد، و مقدار 1 هنگامی است که یک یا چند عنصر از هیئت مدیره شرکت زنان باشند و صفر هنگامی که فقط از مردان تشکیل شده باشد.

برای تعیین اینکه آیا رابطه ای بین اندازه شرکت خانوادگی  و عملکرد آنها وجود دارد یا خیر، متغیر اندازه شرکت، مورد توضیح تفصیلی قرار گرفت. برای تعریف اندازه شرکت، تعریف اتحادیه اروپا، طبق دستورالعمل 2013/34/EU، مورخ 26 ژوئن استفاده شد. متغیر اندازه از طریق سه متغیر محاسبه شد: لگاریتم دارای کل، لگاریتم بازده و تعداد کارمندان.

با هدف تحلیل نمونه طبق اندازه شرکت های خانوادگی، لازم بود که آنرا به شرکت های خرد، کوچک، متوسط و بزرگ تقسیم کنیم. در اینجا، متغیرهای ساختگی برای دسته بندی شرکت ها براساس خرد، کوچک و متوسط، با استفاده از ارزش دارایی کل، بازده و تعداد کارکنان شرکت های مربوطه، ساخته شد. کار دانس و همکاران (2007) و سراسکیرو و نونس (2008) به دقت پیروی و دنبال شدند.

متغیر سن برای تعیین اثر بر عملکرد شرکت استفاده می شود. در ادبیات، تعدادی از نویسندگان از آن به عنوان یک نماینده برای این متغیر براساس لگاریتم تعداد سالهای که شرکت وجود داشته است استفاده کرده اند (خلیفه و چالوهی، 2013؛ سراسکیرو و همکارن، 011، 2016) درحالیکه دیگران تنها از تعداد سالیان وجود (مثل اینجا) استفاده کرده اند.

برای متغیر منطقه ای، «اصطلاح منطقه ای »برای اهداف آماری» (NUTS) استفاده شد. NUTS II برای این مطالعه انتخاب شد زیرا پرتغال را به هفت منطقه تقسیم می کند (شمالی، مرکزی، منطقه کلانشهر لیسبون، آلنتیخو، آلگاروه، منطقه خودمختار آزورز و منطقه خودمختار مادیرا). متغیرهای ساختگی برای هر کدام از مناطق ساخته شدند بجز منطقه خودمختار مادیران، زیرا این متغیر همیشه نشان دهنده مقدار صفر است. روال بسیار با روال استفاده شده توسط نیوسندگانمی ماند برد و وونبرگ (2014)، باکمن و پالمبرگ (2015) و سوچللی و استورای (2015) و غیره بود.

در آخر، با توجه به متغیربخش تجاری شرکت، در ابتدا، این متغیر طبق دسته بندی فعالیت های اقتصادی- بازبینی شده 3 (CAE-Rev 3)، تقسیم شد، تا در نتیجه کدها یا آیین ها در شش گروه بزرگ، ملحق شوند ، مثل روش انجام شده توسط نونس و همکاران (2013) تا تعداد متغیرهای ساختگی کاهش یابد و درجه آزادی افزایش یابد. کدهای CAE به شش متغیرساختگی تقسیم شدند: کشاورزی، جنگلداری و معدنکاری (کدهای A و B از CAE-Rev 3)؛ ساختمان سازی (کد F)؛ ساخت و تولید (کد C)؛ تجارت (کد G)؛ خدمات (کدهای S, R, Q, P, O, N, M, J,H,E, D و T)؛ و گردشگری (کد I). گردشگری متغیر ساختگی بود که از رگرسیون کنار گذاشته شد. روال دنبال شده مشابه با روال های نونس و همکاران (2013)، پنا-سانچز (2013) و خلیفه و چالوهی (2013) ود. جدول 1 بطور خلاصه متغیرهای مطالعه را نشان می دهد.

3.2.  روش

ادبیات مربوط به عملکرد شرکتی آشکار می کند که ممکن است روابطبی بین عملکرد در سالهای فعلی و قبلی و همچنین مسائل درونزادی بین متغیرها و اثرات ناشی از قلم افتادن متغیرهای مستقل، وجود داشته اشد. بنابراین، استفاده از مدل های داده های تابلویی استاتیک، برای این مطالعه مناسب نمی باشد.

در حقیقت، تحلیل ادبیات در مورد تاثیر جنسیت مدیران بر عملکرد شرکت خانوادگی، مدل های دارای متغیرهای ابزاری استفاده شدند، برای مثال، داده های تابلویی با استفاده از حداقل مربعات دو مرحله ای (کمپبل و مینگوئز-ورا، 2008؛ آندرسون و ریب، 2003؛ اسمیت و همکاران، 2006). جدیدتر از آنها، زینگ و گونزالز (2015) و سیلا و همکاران (2016) از تخمین GMM دینامیک استفاده کدرند که این بخاطر مسئله احتمالی علیت معکوس در مطالعه تاثیر جنسیت برعملکرد شرکت می باشد.

 

جدول 1.  تعریف متغیر

ترجمه

 

بنابراین، این مطالعه از مدل های داده های تابلویی دینامیک استفاده می کند، زیرا آنها با توجه به نیاز به کنترل این موارد، »ناسب ترین هستند: درونزادی، مشخصات زمان پایا، همخطی احتمالی بین متغیرهای مستقل، اثرات از قلم افتادن احتمالی متغیرهای مستقل، حذف اثرات فردی غیرقابل مشاهده و تخمین صحیح رابطه بین متغیر وابسته در دوره های قبلی و فعلی. بخصوص اینکه، ما از تخمینگر GMM سیستم تابلویی دینامیک پیشنهاد شده توسط آرلانو و بوور (1995) و بلوندل و بوند (1998) استفاده کردیم.  این مدل، به عنوان یک تخمینگر سیستم GMM، به صورت همزمان در دو سطح و اولین تفاوت ها، تخمین زده می شود. این کار بازده تخیمنگر  و قدرت تست های فرضیه را بهبود می بخشد که این کار را با ممکن کردن شامل شدن متغیرهای ابزاری و مفید بیشتر در تخمین انجام می دهد (رودمن، 2006).

اعتبار پارامترهای تخمینی بدست آمده با استفاده از سیستم GMM از سال 1998، به این موارد بستگی دارد: محدودیت های معتبر، نتیجه استفاده از ابزارها و عدم وجود خود همبستگی مرتبه دوم. ما آزمون سارگان-هانسن را اجار کردیم تا شناسایی محدودیت ها، را آزمون کنیم بنابراین تحت فرضیه صفر، ابزارها معتبر بودند. آزمون آرلانو-باند برای AR(1) و AR(2) به ما اجازه می دهد تا شرط دوم را تست کنیم.

طبق روش رودمن (2006)، سیستم GMM از مدل عمومی 1998 شامل این موارد است:

(1)

ترجمه

معادله (1) را می توان به صورت زیر بازنویسی کرد:

(2)

ترجمه

مدل عمومی جهت مطالعه به صورت زیر خواهد بود:

(3)                                                  

ترجمه

3. نتایج

1.3. آمارهای توصیفی

آمارهای توصیفی متغیرهای استفاده شده در این مطالعه، در جدول 2 ارائه شده اند.

با مشخص سازی شرکت های نمونه، نتیجه خالص، بنظر می رسد یک میانگین 234690 یورو، دارایی 10،948، 630، ROA برابر با 25 درصد، فروش در محدوده 6825660 ، گردش مالی 6،964،120  و تعداد کارکنان، بطور میانگین 59 در هر شرکت خانوادگی.

جدول 2.  آماره های توصیفی کلی

ترجمه

از نظر اندازه، شرکت های خانوادگی دارای بیشترین وزن، شرکت های کوچک، با وزن 46.5 درصد، شرکت های ریز یا خرد با 8/26 درصد می باشند درحالی که شرکت های متوسط 3/21 درصد و شرکت های بزرگ تنها 3/5 درصد را تشکیل می دهند. سن میانگین شرکت های تحلیل شده 25 سال بود. در مورد موقعیت و مکان شرکت های خانوادگی، نمونه نشان می دهد که یک تعداد برابر (4/14 درصد) از شرکت های خانوادگی در مناطق شمالی و مرکزی وجود دارد؛ 9/58 درصد در منطقه کلانشهری لیسبون واقع شده اند، 7/7 درصد در آلنتیجو، ½ درصد در آلگاروه، 1/1 درصد در منطقه خودمختار آزورس و 3/1 درصد در منطقه خودمختار مادیرا.

بخش های فعالیت با بالاترین درصد در نمونه عبارتند از: ساخت و تولید(3/22 درصد)، تجارت (7/25 درصد) و خدمات (9/32 درصد). کشاورزی و گردشگری قدری از بخش های فعالیت دیگر به ترتیب با 1/6 و 6/6 درصد دور هستند. در 58 درصد از شرکت های خانوادگی، حداقل یک زن در هیئت مدیره وجود دارد.

اگرچه تاکید و توجه این تحلیل تاثیر جنسیت است اما جالب بود که تفاوت ها بین مناطق پرتغال را با توجه به مجموعه متغیرهای مستقل باقیانده مورد تحلیل، نیز مورد مطالعه  قرار دهیم، بنابراین بیاییم جدول 3 را تحلیل کنیم.

با توجه به تعداد کارکنان، مشاهده می شود که شرکت های خانوادگی در مناطق آلنتجو، آلگاروه و مادیرا، تعداد کمتر کارکنان را دارند و بعد از آن منطقه مرکزی و منطقه کلانشهری لیسبون، منطقه خودمختار آزورز (72 کارمند) و در نهایت، منطقه شمالی (116 کارمند) بطور میانگین ، تعداد کارکنان بشتری دارند.

جوان ترین شرکت ها در منطقه خودمختار مادیرا و آلنتجو با میانگین 15 سال واقع شده اند درحالی که قدیمی ترین شرکت ها در منطقه خودمختار آزورس به میزان 79 سال، واقع شده اند.

با مشاهده توزیع متغیر جنسیت در مناطق پرتقال در نمونه، تایید شد که جنسین زن در هیئت مدیره در هر شرکت خانوادگی آزورس وجود ندارد؛ در منطقه آلگاروه، 25 درصد از کسب و کارهای خانوادگی حداقل یک عضو زن در مدیریت شرکت دارند؛ در لیسبون، جنسیت در هیئت مدیره شرکت ها بسیار مشابه است؛ در منطقه آلنتجو، 5/61 درصد از شرکت ها دارای جنسیت مونث در هیئت مدیره شرکت های خانوادگی دارند؛ منطقه شمالی عدد 1/69 درصد را نشان می دهد و منطقه مرکزی تنها 5/16 درصد از شرکت های خانوادگی، حداقل یک عضو خانم در شرکت ندارند.

با ملاحظه توزیع شرکت ها، طبق اندازه و منطقه، در این نمونه می توان ملاحظه نمود که در شمال، توزیع بسیار مشابه سه بعد شرکت (خرد، کوچک و متوسط)، وجود دارد، شرکت های بزرگتر عبارت تنها 5/18 درصد در شمال را دارند؛ در مرکز، لیسبون وآلنتاجو، تایید شده که نصف شرکت ها شرکت های کوچک هستند و هیچ شرکت بزرگی در مرکز و آلنتجو، و در آلگاروه وجود ندارد و

 

جدول 3. آماره های توصیفی براساس منطقه

ترجمه

 

و در منطقه خودمختار مادیرا، 100 درصد، شرکت های کوچک هستند و در منطقه خودمختار آزورس، تنها شرکت های متوسط وجود دارند.

با توجه به بخش هایی که در هر منطقه خود را بارز نشان می دهند، بطور میانگین، مشاهده می شود که در شمال، تمرکز بیشتر ساخت و تولید (8/37 درصد) و خدمات (6/36 درصد) و برای بخش تجار و ساخت و ساز، به ترتیب 8/16 و 8/8 درصد  را داریم؛ در مرکز، مثل شمال، بخش ساخت و تولید، بالاترین درصد (9/47% ) و بعد از آن تجارت (8/14 درصد)، خدمات (9/16 درصد)، گردشگری (5/14 درصد) و بخش ساختمان سازی (2 درصد) وجود دارند؛ در لیسبون، با 3/44 درصد، ما بخش خدمات و بعد از آن تجاری (2/24 درصد) و ساخت و ساز (5/13 درصد) داریم ، و گردشگری (8/7%)، ساختان سازی (6/5 درصد) و در نهایت کشاورزی با 6/4 درصد، داریم؛ در آنتجو، همانگونه که انتظار می رفت، کشاورزی غالب بود (8/43 درصد) و بعد از آن ساخت و تولید(30 درصد) و باقیمانده 2/26 درصد، به تجارت اختصاص داده می شود؛ در آلگاروه، این بخش ها به صورت برابر توسط تجارت و گردشگری تقسیم شده اند و در مادیرا، درصد یکسان (9/40 درصد) در ساخت و تولید و تجارت داریم، درحالی که ساختمان سازی، 2/18 درصد باقیمانده را تشکیل می دهد.

با ملاحظه متغیر جنسیت، با بررسی اینکه تنوع جنسیت در هیئت مدیره چگونه در مدت زمان تحت تحلیل تغییر و تکامل داشته است، شروع می کنیم و مشاهده شد که سطوح درصد ، کم و بیش به مقدار میانگین نمونه ثابت باقی مانده است که حداکثر 59 درصد (در سال 2011) و حداقل 5/57 درصد (در سال 2013) از زنان در سمت های مدیریتی بوده اند.

همچنین تحلیل تعدادی جنبه دیگر در این تحلیل توصیفی امکان پذیر است؛ به جداول 4 تا 6 توجه کنید. جدول 4، نشان می دهد که مردان در شرکت های خرد و کوچک، غالب تر هستند.

با تقسیم کشور به مناطق، جدول 5، نشان می دهد که تنها در شرکت های خانوادگی در لیسبون و آلگاوره، مردان در هیئت مدیره شرکت، غالب هستند. در مناطق دیگر، درصد بیشتر شرکت ها با زنان در هیئت مدیره وجود دارد.

این نمونه مطالعه شده، تقسیم بندی جنسیتی، در هیئت مدیره شرکت، در بخش های فعالیت مختلف را نشان می دهد. جدول 6، نشان می دهد که در بخش های کشاورزی، ساخت و ساز و گردشگری، اگرچه بارز نبودند، اما درصد بیشتری از مردان در هیئت مدیره شرکت های خانوادگی در نمونه وجود داشت. نتایج ، نتیجه گیری های ماورونیو-سردان و لوپز-نیکولاس (2017) را تایید می کنند، مثل خدمات که در آن بالاترین درصد

 

جدول 4.  توزیع جنسیت براساس اندازه شرکت

ترجمه

جدول 5. توزیع جنسیت براساس منطقه

ترجمه

 

زنان وجود داشت، و بنابراین نشان دهنده به اصطلاح «اثر جنسیتی» براساس بخش است که توسط گسیبرت لوپز و همکاران (2009)، واتسون و همکاران (2002) و اسمیت و همکاران (2006) مورد اشاره قرار گرفت.

جدول AI، ماتریس همبستگی را نشان می دهد. این نشان می دهد که مقادیر اراه شده زیر 50 درصد هستند و گویای آن است که مسئله همخطی متغیرها مشکل ساز نیست [4] (گوجاراتی و پورتر، 2010).

 

2.3. تحلیل و بحث در مورد نتایج

جدول AII، نتایج رگرسیون ها برای مدل های GMM سیستم تابلویی دینامیک، با آماره z در براکت ها ، نتایج آزمون والد، آزمون آرلانو-باند برای AR(1) و AR(2) و آزمون سارگان-هانسن را نشان می دهد.

سه مدل برای هر کدام از متغیرهای وابسته (varsales، volbusass، varbolbus) را آزمون کردیم و مشاهده کردیم که نمی توانیم فرضیه صفر عدم اعتبار (روایی) ابزارهای استفاده شده را رد کنیم. همچنین، نتایج آزمون خود همبستگی مرتبه دوم نشان می دهند که نمی توانیم فرضیه صفر عدم وجود خودهمبستگی مرتبه دوم را رد کنیم. براساس این نتایج، نتایج را می توان معتبر و آماده برای تفسیر در نظر گرفت.

نتایج ارائه شده در جدول AI نشان می دهند که عملکرد را می توان از طریق سه متغیر، یعنی varsales، volbusass و varvolbus، اندازه گیری کنیم. از این سه مورد، volbusass، کمترین مقادیر برای ازمون Wald داشت و بنابراین، متغیرهای کمتر با معناداری آماری داشت.

هر متغیر و تاثیرش اکنون به بحث گذاشته می شوند.

متغیر اصلی مطالعه شده، جنسیت در سطح مدیریت، تاثیر مثبتی بر عملکرد شرکت خانوادگی داشت و در سطح 1 درصد معنادار بود. بنابراین H1 تاییذد می شود. این نتیجه با یافته های دانس و همکاران (2007)، کامپبل و مینگوئز-ورا (2008)، خلیفه و چالوهی (2013) و مورنیو-سردان و لوپز =نیکولاس (2017) همخانی دارد. می توانیم نتیجه گیری کنیم که وجود زنان در مدیریت، تاثیر مثبتی بر عملکرد در شرکت های خانوادگی پرتقالی در مقایسه با حضور همه مرد، دارد. مشخصات مخصوص شرکت های خانوادگی، بخصوص این حقیقت که خانواده نگران تضمین وجود خود در چندین نسل است، بنظر می رسد ابتدا محیط مطلوبی برای رشد و صعود زنان در پست های مدیریتی بوجود بیاورد و دوم اینکه، از تفاوت های سازمانی احتمالی که در ادبیات به آن به عنوان یکی از علت های تفاوت های جنسیتی گزارش شده در بعضی مطالعات اشاره شده، را حذف خواهد کرد.

تحلیل تاثیر جنسیت بر عملکرد شرکت خانوادگی، با کنترل کردن اثرات اندازه، سن، منطقه و بخش تجاری، با نظریه تجاری خانواده پایدار، همخوانی دارد از این نظر که سیستم های خانوادگی و تجاری تحت تاثیر تغییرات محیطی و ساختاری قرار می گیرند.

 

جدول 6. توزیع جنسیت براساس بخش تجاری

ترجمه

استفاده از تخمینگر GMM سیستم به عنوان مدل داده های تابلویی دینامیک، یک روش راحت برای کار کردن با مسئله علیت معکوس احتمالی در مطالعه تاثیر جنسیت بر عملکرد شرکت ها، بود و به ما امکان داد که نتیجه گیری کنیم نتایج ارائه شده در رابطه با این متغیر، مقاوم هستند و بنابراین، در ادبیات مربوطه می تواند مشارکت داشته باشد.

برای کنترل کردن تاثیر اندازه بر عملکرد شرکت خانوادگی، سه متغیر (dim1 ,dim2 و dim3) استفاده شدند. نتایج یک علامت مثبت برای همه متغیرها و معناداری آماری در سطح 1 درصد را نشان می دهند (بجز برای مدل 1 با متغیر وابسته volbusass، که در 1 درصد معنادار است). بنابراین H2 تایید می شود. نتایج با یافته های فیگنباوم و کارنانی (1991)، گودارد و همکاران (2005)، دابس و هاملیتون (2007)، سراسکیرو و نونس (2008) و لامپاداریوس و همکاران (2017) در ادبیات مربوط به طور کلی شرکت ها و برای شرکت های خانوادگی، ارائه شده توسط دانس و همکاران (2007) و مورنو-سردان و لوپز-نیکولاس (2017) همخوانی دارند.

بنابراین این نتیجه گیری امکان پذیر است که بگوییم اندازه بزرگتر به شرکت های خانوادگی اجازه میدهد تا از منابع بکار گرفته شده در فعالیت ها استفاده کارآمدتری داشته باشند، قدرت چانه زنی و مذاکره بیشتری با تامین کنندگان داشته باشند، اعتبار خود را بهبود بخشند و بنابراین، دسترسی آسان تر به منابع کلیدی داشته باشند. همچنین این اثرات نتیجه عدم تقارن اطلاعات کمتر بین صاحبا، مدیران و سرمایه گذاران عموماً ارائه شده توسط شرکت های بزرگتر دارند که این به معنای احتمال کمتر ورشکستگی و سطح خاصی از ضمانت.

متغیر مستقل سن (age)، یک علامت منفی دارد(بجز در مدل 2 با متغیر وابسته volbusass) و در سطح معناداری 1 درصد، معنادار است. همچنین اعتبارسنجی H3 و این بحث که شرکت خانوادگی هرچه قدیمی تر باشد، عملکرد آن کمتر خواهد بود، امکان پذیر است. این نتیجه با نتایج شین و ونکاتارامان (200)، لا روکا و همکاران (2011) و دی کاروالیو و همکاران (2013) برای بطور کلی همه شرکت ها و برای بخصوص شرکت های خانوادگی با مقالات آندرسون و ریب (2003) ، همخوانی دارند.

از آنجا که در نمونه استفاده شده، میانگین سن شرکت های خانوادگی 25 سال است، این شرکت ها در مرحله پیشرفته تری از چرخه حیات خود هستند. بنابراین، نتیجه بدست آمده با مرحله شرکت در نظریه چرخه حیات، همخوانی دارد، همراه با این هدف میانی اینکه این شرکت ها به نرخ رشد و عملکرد بالایی دست پیدا نمی کنند. لودرر و وائلچلی (2010)، نشان می دهند که این رابطه منفی بین سن و عملکرد بخاطر صلبیت  (انعطاف ناپذیری) سازمانی و دارایی هایی هستند که منسوخ و قدیمی شده اند. این نتیجه ما را وادار می کند که در مورد اهمیت شرکت های خانوادگی برای سرمایه گذاری برای حفظ سطح نوآوری خود و همچنین برای جلوگیری از منسوخ شدن و قدیمی شدن دارایی های خود، مهم است.

با توجه به تاثیر منطقه بر عملکرد شرکت خانوادگی، اکثر متغیرهای ساختگی استفاده شده، معناداری آماری (بین 1 و 10 درصد دارند)، مگر برای سه مدل با متغیر وابسته volbusass، که در آن تنها متغیر Dum_Nort ، در سطح 10 درصد، معنادار است. تفسیر این نتایج مستقیم نیست از این نظر که ما در حال تحلیل متغیرهای ساختگی هستیم، اما بنظر می رسد این شواهد وجود داشته باشد که منطقه ای که یک شرکت خانوادگی واقع شده، بر عملکرد آن تاثیر می گذارد، به صورتی که منطقه شمالی و لیسبون دارای بیشترین مقادیر تخمین زده شده هستند. بنظر می رسد این نتیجه نشان می دهد که شرکت های خانوادگی واقع شده در این دو منطقه، سطوح بالاتر عملکرد (در مقایسه با شرکت های واقع شده در مادیرا و مناطق ملاحظه شده دیگر) دارند. بنابراین، شواهدی جهت اعتبار یابی H4، حاصل شد.

این نتایج با نتایج برد و ونبرگ (2014)، کوکولللی و استورای (2015) و استوف و همکاران (2015) ، همخوانی دارد، کسانی که نتیجه گرفتند که عملکرد شرکت های خانوادگی تحت تاثیر مکان و منطقه اشان قرار می گیرد.

در آخر اینکه، با توجه به متغیرهایی که اثر بخش تجاری شرکت خانوادگی را استخراج می کنند، دیده می شود که اکثر متغیرهای ساختگی، معنادار هستند، اما همخوانی علامت برای پنج نوع بخش تجاری تحلیل شده وجود ندارد. می توانیم به این اشاره کنیم که بخش تجاری شرکت خانوادگی بر عملکرد آن تاثیر می گذارد، اما نمی توانیم بگوییم که یک بخش خاص تاثیر بیشتری بر آن عملکرد دارد. این نوع نتیجه، با ادبیات همخوانی دارد، زیرا هیچ مطالعه ای پیدا نشد که نتایج شفافی در مورد تاثیر این متغیر ارائه دهد.

 

4. نتیجه گیری

هدف این مطالعه، تحلیل تاثیر جنسیت، در سطح مدیریت بر عملکرد شرکت های خانوادگی با کنترل کردن اثرات اندازه شرکت، سن شرکت، منطقه و بخش فعالیت بود.

یک نمونه از شرکت های خانوادگی غیرمالی متعلق به «انجمن شرکت های خانوادگی پرتغالی» در دوره 2006 تا 2014 و مدل های داده های تابلویی دینامیک، استفاده شدند.

نتایج تجربی، اجازه می دهند این نتیجه گیری را داشته باشیم که جنسیت در سطح مدیریت، اندازه شرکت، سن شرکت ، منطقه شرکت و بخش تجاری شرکت، عوامل مهمی برای عملکرد شرکت خانوادگی هستند. بنابراین داشتن یک عنصر خانم در مدیریت شرکت خانوادگی، تاثیر مثبتی بر عملکرد، در مقایسه با شرکت هایی با تنها افراد مرد، دارد؛ هرچه اندازه شرکت خانوادگی بیشتر باشد، عملکرد آن بهتر است؛ هرچه شرکت قدیمی تر شود، عملکرد آن پایین تر می آید و منطقه و بخش فعالیت شرکت، عواملی هستند که بر عملکرد شرکت خانوادگی تاثیر می گذارند.

این مطالعه، مشارکت هایی در چندین سطح ارائه می دهد: ادبیات، عملی و سیاست گذاری. در سطح ادبیات، می توان ذکر کرد که دلالت هایی در دو بعد وجود دارد: برای پژوهش شرکت خانوادگی و برای پژوهش حاکمیت شرکتی. این امر مشارکت هایی بر ادبیات مربوط به شرکت های خانوادگی، بخصوص در مورد اثر جنسیت بر عملکرد شرکت خانوادگی و در مورد اثرات اندازه ، سن ، موقعیت و بخش تجاری شرکت خانوادگی بر عملکرد آنها، دارد. نتایج باعث می شوند که نتیجه گیری کنیم وجود زنان در مدیریت، تاثیر مثبتی بر عملکرد شرکت های خانوادگی پرتغالی در مقایسه با فقط مردان داشته باشد. در حقیقت، مشخصات خاص کسب و کار خانوادگی، بخصوص، نگرانی برای حفظ شرکت تحت مالکیت خانواده، یک محیط مطلوب برای این فراهم می کند که زنان به سمت هایی در سطح مدیریت تجاری، فراهم می کند. همانگونه که مورنو-سردان و لوپز-نیکولاس (2017) ذکر کردند، حاکم شدن ارزش های خانوادگی، حفظ ثروت اجتماعی-هیجانی (عاطفی) و برنامه ریزی جایگزین پروری، برای زنان این امکان را فراهم می کند تا پست های مدیریتی خود را آزمایش کنند، بخصوص هنگامی که ودار می شوند برای مدتی بازنشسته شوند و بعداً بتوانند به سمت خود برگردند. با استفاده از سیستم GMM به عنوان مدل داده های تابلویی دینامیک، و با توجه به نتایج بدست آمده برای آزمون ها، می توانیم در مورد مناسب بودن بیشتر این نوع مدل برای مطالعه تاثیر جنسیت در سطح مدیریت بر عملکرد شرکت خانوادگی، نتیجه گیری کنیم. استفاده از این مدل ها، بررسی مناسب دو مسئله ذکر شده در ادبیات درباره این موضوع، یعنی، درونزادی و علیت معکوس در مطالعه تاثیر جنسیت بر عملکرد شرکت را اجازه می دهد. این مدل ها همچنین به ما اجازه می دهند تا اثرات وابستگی را در رابطه با ارزش های گذشته متغیر وابسته مطالعه شده- عملکرد- ، اینکه چگونه عملکرد تکامل یافته یک شرکت خانوادگی در گذشته، بر ارزش عملکرد آن در امروز تاثیر می گذارد، را استخراج کنیم.

با توجه به مشارکت ها در ادبیات حاکمیت شرکتی، تایید شد که تنوع هیئت مدیره تاثیر مثبتی بر عملکرد شرکت ها می گذارد و نتایج نشان دادند که حضور زنان در مدیریت، عملکرد شرکت ها را تقویت می بخشد. به این صورت، همچنین این در تعمیق دانش در مورد تاثیر جنسیت بر بطور کلی عملکرد شرکت، مشارکت می کند.

با توجه به دلالت های عملی، نشان دادند اینکه وجود زنان در مدیریت تاثیر مثبتی بر عملکرد شرکت های خانوادگی دارد، نقشی که شرکت های خانوادگی در حداقل ساختن ضرر و زیان های مرتبط با «استعداد زنان» در اقتصاد دارند را تایید می کند (همانگونه که مرونیو-سردان و لوپز-نیکولاس، 2017 به آن اشاره کرده اند). بنابراین، شرکت های خانوادگی باید رسماً مشارکت مهم زنان در مدیریت این شرکت ها را درک کنند و تشخیص دهند و از سوی دیگر، این نتیجه قطعاً به عنوان انگیزه ای برای زنان برای صرف تلاش بیشتر جهت حذف موانع موجود و تلاش برای  دستیابی به سطوح موفقیت مشابه با سطوحی که مردان بدان دست یافته اند، عمل می کند. می توانیم بگوییم که شرکت های خانوادگی باید به عنوان یک مدل یا الگو برای شرکت های غیر خانوادگی عمل کندن، بدان معنا که از استعداد زنان بهره بگیرند و بنابراین تعداد زنان در سطح مدیریت را افزایش دهند.

در آخر، در مورد دلالت های سیاستی، از آنجایی که این نوع شرکت قدرت و سهم زیادی در بخش تجاری جهانی دارد و پرتغال نیز استثنا نیست، با تاثیر قوی بر GDP و خلق شغل، توصیه می شود که دولت ها توجه ویژه ای به این نوع شرکت داشته باشند، بخصوص بخاطر اینکه می توان ملاحظه نمود که شرکت های خانوادگی می توانند وسایل و ابزاری برای کاهش نابرابری جنسیتی در مدیریت شرکت ها باشند. بنابراین، ایجاد سیاست ها به هدف کسب و کارهای خانوادگی با تعدیل و تنظیم شکل های تامین مالی یا حتی خلق منابع تامین مالی ویژه برای شرکت های خانوادگی، توسعه و گسترش این شرکت ها و بنابراین کاهش نابرابری جنسیتی را ممکن می سازد. همچنین، همانگونه که توسط زینگ و گونزالز (2015) بیان شد، دولت ها باید سیاست های خود را به جهت متوازن کردن ریاست زنان همراه با رهبری زنان، توسعه دهند.

این مطالعه بدون محدودیت نبوده است، و در نتیجه همین امر گزینه هایی برای پژوهش های بعدی فراهم می سازد. حقیقت پایگاه داده تشکیل شده از تنها شرکت های خانوادگی پرتغالی را می توان به عنوان یک محدودیت در نظر گرفت و بنابراین، جالب می شود که این مطالعه را با داده هایی از کشورهای دیگر تکرار کنیم. بخاطر اینکه ما در مورد شرکت های خانوادگی بحث می کنیم، که در آن مشخصات مرتبط با خانواده مهم هستند، هرگاه که گردآوری داده ها امکان پذیر باشد، روش های ترکیبی نیز باید استفاده شود. با توجه به متغیر منطقه، جالب می شود که تاثیر ترکیبات منطقه ای مختلف، را برای مثال، با ملاحظه جنبه های یک مکان ساحلی یا داخل سرزمینی در کشور، مورد ملاحظه قرار دهیم. این کار می تواند مشخصات مختلف مناطق را بهتر استخراج کند. درآخر اینکه، ترکیبات مختلفی را می توان در رابطه با بخش فعالیت مورد ملاحظه قرار داد تا بتوان مشخصات بخش خاص را استخراج کرد.

 

نکات:

1- دسته بندی آنها طبق 25 بخش

2- آنها با تقسیم کردن نمونه به شش گروه فعالیت اصلی شروع کردند: کشاورزی، جنگلداری و معدن؛ ساخت و ساز؛ ساخت و تولید؛ تجارت؛ خدمات و گردشگری ؛ و در نتیجه خرده گروه های شرکت های فنآوری بالا و غیرفنآوری بالا را ایجاد کردند.

3- یک شرکت بزرگ را مورد ملاحظه قرار دادند هرگاه که همه موارد دیگر، مقدار صفر داشته باشند.

4- استثناء در متغیرهای فروش و گردش مالی وجود دارد، همانگونه که انتظار می رفت، اما این دو متغیر هرگز بطور همزمان در این مدل ها استفاده نشدند.

 

جدول AI. ماتریس همبستگی

ترجمه

نکات: *، * * ، به ترتیب معنادار در سطح 1 و 5 درصد.

 

جدول AII. نتایج مدل های رگرسیون

ترجمه

ترجمه

 

 

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

لوگو-پیام پترو

سایت اطلاع رسانی روابط عمومی

شرکت ملی صنایع پتروشیمی