130

برنامه های آموزشی و آموزش حین کار در بحران اخیر اقتصادی چه نقشی داشتند؟

(سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸) ۰۸:۰۰

در طول دوره بحران بزرگ، کل مخارج مربوط به برنامه های بازار کار بخش مهم اما بسیار ناچیزی از بسته های محرک اقتصادی را در پاسخ به بحران تشکیل می داد.

بر اساس مطالعه سازمان بین المللی کار (ILO) از 65 کشور توسعه یافته، نوظهور و در حال توسعه، برنامه های آموزشی و آموزش حین کار در قالب بسته های پاسخ به بحران در کشورهای توسعه یافته 7/11 درصد از اقدامات انجام شده و 1/5 درصد از این نوع اقدامات در کشورهای نوظهور و در حال توسعه را تشکیل می داد. این آمار در جدول 1 ارائه شده است.

نسبت بسیار مهم تری از مخارج مربوط به مقابله با بحران اقتصادی به اقداماتی همچون مخارج زیرساختی، کاهش مالیات و سایر اقدامات به منظور افزایش تقاضا بوده است.

جدول 1- ترکیب مخارج محرک در مورد بحران بزرگ (درصد)

منابع انسانی

منبع: IILS, 2011, based on national sources (includes 24 advanced economies, 29 developing and emerging economies, and 12 Asian economies).

Figures are weighted averages by GDP.

برنامه های آموزشی و آموزش حین کار در ترکیب با سایر برنامه های مربوط به بازار نیروی کار انجام شدند . این اقدامات همان طور که در نمودار 1 نشان داده شده است در کشورهای مختلف متفاوت بوده است.

در کشورهای با درآمد بالا آموزش (شامل کارآموزی و کسب تجربه کاری، و با هدفگذاری روی افرادی که در حال حاضر بیکار یا در معرض اخراج هستند) عمومی ترین سیاست در پاسخ به بحران اقتصادی بوده است. استراتژی که در رتبه دوم بکارگیری قرار داشت کاهش ساعات کاری، افزایش کمک به جستجوی شغل و یارانه های شغلی یا دستمزدی بوده است.

نمودار 1- پاسخ های سیاستی بازار نیروی کار در سطح ملی به بحران مالی جهانی (2009-2008)، به تفکیک سطح در آمدی هر کشور

منابع انسانی

منبع: Cazes et al., 2009/ طبقه بندی کشورها توسط بانک جهانی (HIC= کشورهای با درآمد بالا، MIC= کشورهای با درآمد متوسط، LIC= کشورهای با درآمد پایین)؛ UB= طرح های مربوط به اعانه (یارانه) بیکاری؛ PES= خدمات اشتغال عمومی.

در کشورهای با درآمد متوسط و درآمد کم برنامه های آموزشی جزو انتخاب های اول بوده است، اما در این کشورها این برنامه ها شامل کمک به جستجوی شغل، محرک های کارآموزی و برنامه های مشاغل عمومی بوده است. همه این برنامه ها در کشورهای با درآمد پایین نسبت به کشورهای دارای درآمد متوسط کمتر متداول بوده اند.

کشورها چگونه از برنامه های آموزشی و آموزش حین کار به عنوان بخشی از پاسخ سیاستی و استراتژی بهبود اقتصادی استفاده کردند؟

تجربه کشورهای نمونه در بکارگیری برنامه های آموزشی و آموزش حین کار به عنوان بخشی از پاسخشان به بحران بزرگ اقتصادی در سال 2008، عوامل موثر و عوامل بازدارنده ای که سیاستگذاران با آنها مواجه شده اند را نشان می دهد، و همچنین برخی از نوآوری های انجام شده را نیز معرفی می کند.

برخی از مهم ترین مشاهدات تحت اولویت های سه گانه سیاستی برای آموزش کارگران در معاهده مشاغل جهانی[1] گنجانده شده است.

1.      آموزش به منظور سرعت در ایجاد اشتغال مجدد برای کارگران بیکار یا اخراج شده

·         برنامه های آموزش و آموزش در حین کار برای کمک به کارگران بیکار و اخراج شده به کار گرفته می شوند تا این کارگران در مشاغلی گمارده شوند به عمدتا توسط دولت ها تامین مالی می شوند. حمایت های آموزشی برای ایجاد ارتباط بین کارگرانی در نظر گرفته شد که تحت تاثیر بحران اقتصادی قرار گرفته بودند.

·         دولت ها همچنین مشارکت خود را با کارفرمایان بهبود بخشیدند تا بدین ترتیب بهتر بتوانند به اطلاعات مربوط به مشاغل مورد نیاز دولت دسترسی پیدا کنند.

·         تاکید اصلی در این برنامه ها بر روی استفاده از آموزش در طول دوره بحران بود تا بدین ترتیب میزان مشارکت اقتصادی، به ویژه در میان گروه های نماینده، افزایش یابد.

·         یکی از اهداف این برنامه های آموزشی این بود که فرصت هایی برای بهبود مهارت کارگران بیکار فاقد مهارت یا دارای مهارت اندک و یا برای کسانی که دوره بلندمدتی از بیکاری را تجربه کرده بودند در نظر گرفته شود.

·         اکثر دولت ها تصمیم گرفتند که وجوه بیشتری را به توسعه برنامه های آموزشی موجود و خدمات مکمل اختصاص دهند.

·         افزایش ظرفیت به منظور خدمت رسانی به تعداد بیشتری از مشتریان در یک دوره زمانی کوتاه مدت نه تنها بستگی به میزان وجوه مالی در دسترس داشت، بلکه به ظرفیت فنی و آمادگی نیز بستگی داشت. هر دوی اینها برای این بودند که هم نحوه کارکرد برنامه ها تغییر کند و هم چشم اندازهای حقوقی جدید به کار گرفته شوند.

2.     آموزش به منظور ارتقای مهارت کارگران در طول دوره رکود اقتصاد

·         دولت ها، موسسات و کارگران در اجرای طرح های تسهیم اشتغال به عنوان راهی برای حفظ مشاغل و توانمندسازی کارگران برای حفظ شغل شان همکاری کردند، هر چند در نهایت این طرح ها باعث کاهش دستمزد کارگران شدند.

·         میزان تاثیرگذاری طرح های آموزشی که از طریق مناسبات کاری کوتاه مدت ارائه می شدند، به شدت به درجه همکاری در میان مدیران، اتحادیه های تجاری، خدمات اشتغال عمومی و ارائه دهندگان خدمات آموزشی بستگی داشت.

·         آماده سازی های خوب سازمانی و اقدام در پاسخ به شرایط بحرانی عوامل اصلی در بکارگیری موفق برنامه های آموزشی در طول دوره رکود اقتصادی بودند.

3.     آموزش کارگران به منظور آماده سازی آنان برای اشتغال در مشاغلی که به واسطه بسته های محرک ایجاد شده اند

·         بسیاری از کشورها سعی کردند از طریق تزریق وجوه عمومی به توسعه زیر ساخت ها و نوآوری های مربوط به «مشاغل سبز» تقاضای کل را تحریک کنند. برخی از نوآوری های مربوط به مشاغل سبز، به ویژه در آسیا و اقیانوسیه (استرالیا، چین، جمهوری کره و فیلیپین)، اساسا برنامه های مشاغل عمومی بودند که به منظور حمایت درآمدی از کارگران فاقد مهارت و دارای درآمد پایین در نظر گرفته شده بودند.

·         برخی از این برنامه های آموزشی، در مقایسه با سایر اقدامات در پاسخ به بحران اقتصادی، زمان بسیار زیادی بردند تا به مرحله اجرا برسند. زیرا این برنامه ها شامل فرآیندهای پیچیده ای بودند که لازمه اجرای آنها تحول پیشنهادات از آژانس های غیر انتفاعی بر پایه جامعه، هنرستان ها و موسسات آموزش عالی بود.

·         در سایر کشورها، نوآوری های بسیار بیشتری به منظور آموزش کارگران برای شاغل شدن در بخش های دارای رشد و نوظهور به کار گرفته شده بود تا بدین ترتیب هماهنگی بیشتری با نیازهای صنعت پیدا کنند.



[1] Global Jobs Pact

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

لوگو-پیام پترو

سایت اطلاع رسانی روابط عمومی

شرکت ملی صنایع پتروشیمی